الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
242
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ابن اسحاق مىگويد : عبد المطلّب دائما در مورد رسول الله به ابو طالب سفارش مىكرد و اين بدان خاطر بود كه عبد الله و ابو طالب از يك مادر به نام فاطمه دختر عمرو مخزومى بودند . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بعد از عبد المطلّب با عمويش ابو طالب زندگى مىكرد و ابو طالب در همه حال از او مراقبت مىكرد . بعد از مرگ عبد المطلّب ، كوچكترين فرزندش ، عبّاس ، منصب سقايت را به عهده گرفت . « 1 » ( 2 ) يعقوبى مىنويسد : عبد المطلّب به ابو طالب در مورد حفاظت از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سفارش كرد و گفت : اى عبد مناف ( ابو طالب ) ، تو را پس از خود سفارش مىكنم به آن كه پس از پدرش تنها
--> سپس شيخ صدوق مىگويد : ابو طالب مؤمن بود ، امّا ايمانش را مخفى نگاه مىداشت و اظهار شرك مىكرد تا بيشتر بتواند از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله حمايت كند . سپس با سندى از اصبغ بن نباته از قول امير المؤمنين روايت مىكند كه آن حضرت فرمود : به خدا قسم كه پدرم و جدم عبد المطلّب و هاشم و عبد مناف هيچگاه بتپرستى نكردند . از او سؤال شد كه در اين صورت چه چيزى را مىپرستيدند ؟ فرمود : بر دين ابراهيم بودند و به سوى كعبه نماز مىگذاردند و به آن تمسك مىجستند . سپس با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : ابو طالب كفر خويش را اظهار و ايمانش را مخفى نگاه مىداشت و هنگامى كه وى وفات كرد ، خداوند به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله امر كرد كه از مكه مهاجرت كن ، زيرا كه در آن پشتيبانى ندارى ! و آن حضرت به مدينه هجرت كرد ( إكمال الدين ، ص 169 - 172 ) . و در خصال با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : جبرئيل بر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و گفت : اى محمد ! خداوند عزّ و جلّ در پنج موضع از تو مواظبت كرده است : در شكم مادرت آمنه دختر وهب فرزند عبد مناف و در صلبى كه تو را قرار داده كه همان صلب عبد اللّه فرزند عبد المطلب بوده است و در دامنى كه متكفل نگهدارى از تو شده كه همان عبد المطلّب بن هاشم بوده است و در خانهاى كه تو را به آن پناه داده است ، كه همان منزل عبد مناف بن عبد المطلّب ، ابو طالب بوده است و در برادرى كه در جاهليت براى تو برگزيده است . گفته شد كه يا رسول الله ، اين برادرت كيست ؟ فرمود : اسم اين شخص جلّاس بن علقمه بوده است الخصال ، ج 1 ، ص 292 - 294 . مثل همين مطلب را با سندى ديگر در معانى الأخبار ، ص 45 و الأمالي ، ص 6 مىبينيم و كلينى آن را در اصول كافى ، ج 1 ، ص 446 آورده است و حميرى در قرب الاسناد ، ص 61 - 62 ، رقم 173 ، با سندى از امام صادق عليه السّلام آورده است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من از سوى خدا چهار چيز را هديه گرفتهام و در آينده ان شاء الله خداوند آنها را به من بازخواهدگردانيد گردانيد . آنها عبارتند از : آمنه دختر وهب ، عبد الله بن عبد المطلّب ، ابو طالب بن عبد المطلّب و مردى از انصار كه بين من و او قضيهء شيرينى رخ داده است . طبرسى در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 53 از هشام بن عروه از پدرش نقل مىكند كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : مادامىكه ابو طالب زنده بود ، قريشىها نمىتوانستند به من آسيبى برسانند « دلائل النبوه ، ج 2 ، ص 350 » . ( 1 ) . اين منصب در اختيار وى بود تا اسلام حاكم شد و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نيز اين منصب را براى وى قرار داد و اين منصب هنوز هم در اختيار آل العباس مىباشد . « سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 189 » .